اردوغان؛ میانجی آمریکا و ایران| چرا آنکارا میخواهد گره کور بین تهران و واشنگتن را باز کند؟

رویداد ۲۴| در حالی که تنش میان ایران و ایالات متحده همچنان یکی از پیچیدهترین معادلات سیاست خارجی خاورمیانه است، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، امروز بهطور رسمی اعلام آمادگی کرد که آنکارا میتواند نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند. این پیشنهاد، بار دیگر نگاهها را به جایگاه منطقهای ترکیه و ظرفیتهای بالقوه آن برای ایفای نقش واسطهگرانه در یکی از حساسترین منازعات بینالمللی معطوف کرده است.
ترکیه در دو دهه اخیر کوشیده است خود را بهعنوان بازیگری «میانجیپذیر» در منازعات منطقهای معرفی کند؛ کشوری که همزمان عضو ناتو است، با ایالات متحده روابط امنیتی دارد، با ایران مناسبات سیاسی و اقتصادی را حفظ کرده و با روسیه و اروپا نیز کانالهای فعال ارتباطی در اختیار دارد. اعلام آمادگی امروز اردوغان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
نخستین مزیت ترکیه، روابط دیپلماتیک همزمان و فعال با هر دو طرف است. برخلاف برخی کشورهای منطقه، آنکارا نه روابطش با تهران را قطع کرده و نه در سالهای اخیر بهطور کامل در اردوگاه تقابل حداکثری با ایران قرار گرفته است. از سوی دیگر، ترکیه بهعنوان عضو ناتو و شریک راهبردی آمریکا، همچنان کانالهای رسمی و غیررسمی متعددی برای گفتوگو با واشنگتن در اختیار دارد؛ امری که برای هر میانجیگری ضروری است.
بیشتر بخوانید:
دومین ظرفیت مهم ترکیه، تجربه پیشین در میانجیگریهای حساس است. تلاش مشترک ترکیه و برزیل در سال ۲۰۱۰ برای حلوفصل پرونده هستهای ایران، هرچند به نتیجه نهایی نرسید، اما نشان داد آنکارا تمایل دارد نقش فراتر از یک بازیگر صرفاً منطقهای ایفا کند. همچنین نقش ترکیه در تسهیل گفتوگوهای روسیه و اوکراین در سالهای اخیر، به اردوغان این اعتمادبهنفس را داده که خود را «کانال گفتوگو» در بحرانهای پیچیده معرفی کند.
از منظر ژئوپلیتیک، ترکیه منافع مستقیمی در کاهش تنش میان ایران و آمریکا دارد. تشدید تنشها میتواند اقتصاد ترکیه را تحتتأثیر قرار دهد، مسیرهای انرژی را ناامن کند و بیثباتی بیشتری به مرزهای جنوبی این کشور منتقل کند. از این رو، میانجیگری برای آنکارا صرفاً یک ژست دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از راهبرد تأمین منافع ملیاش محسوب میشود.
با این حال، محدودیتهای ترکیه در این مسیر نیز قابل چشمپوشی نیست. بیاعتمادی تاریخی تهران به نقشآفرینی اعضای ناتو و همزمان تردید واشنگتن نسبت به سیاست خارجی مستقل و بعضاً چالشبرانگیز اردوغان، میتواند دامنه مانور آنکارا را محدود کند. افزون بر این، ترکیه برخلاف عمان یا سوئیس، سابقه «میانجی بیطرف کلاسیک» ندارد و در بسیاری از پروندههای منطقهای خود یک طرف ذینفع محسوب میشود.
نکته دیگر، سطح و هدف میانجیگری است. ترکیه احتمالاً نه برای حلوفصل جامع اختلافات ایران و آمریکا، بلکه برای تسهیل پیامرسانی، کاهش تنشهای مقطعی یا گشودن کانالهای غیرعلنی گفتوگو میتواند مؤثر باشد. چنین نقشی، اگرچه محدود است، اما در شرایط انسداد دیپلماتیک کنونی، همچنان معنادار تلقی میشود.
بنابراین اعلام آمادگی امروز اردوغان بیش از آنکه نشانه نزدیکی فوری تهران و واشنگتن باشد، بیانگر تلاش ترکیه برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر کلیدی در معادلات منطقهای است. موفقیت یا ناکامی این ابتکار، بیش از هر چیز به اراده سیاسی ایران و آمریکا برای شنیدن صدای میانجی و عبور از وضعیت تقابل مزمن بستگی دارد؛ ارادهای که تاکنون نشانههای روشنی از آن دیده نشده، اما تحرکات دیپلماتیک آنکارا نشان میدهد بازی میانجیها هنوز به پایان نرسیده است.





اگر بگیر و ببندا نبود، اردوغان صد بار با این اوضاع اقتصادی سقوط کرده بود.